انتقادی بر ما وارد نیست که در این فضا همچنان ذهنیت مان از این قتل یک خشونت ناموسی و زن کشی باشد و به تاکید خواستار روشن شدن ماجرای قتل نه توسط مراجع حزبی که از طریق دستگاه قضایی و پلیس حکومت اقلیم کردستان باشیم.

 و البته در این مورد باید امکان اطلاع از چگونگی این قتل و پیگیری آن از سوی سازمان ها و نهادهای مستقل زنان در کردستان عراق و شهر سلیمانیه به وجود بیاید تا در حد امکان به روشن شدن کامل ماجرا کمک کند.

آن زمان می توان در مورد فاجعه قتل ناموسی در کمپ حزبی که یکی از افتخارات تاریخی و مبارزاتی اش مشارکت دادن زنان کرد در فعالیت های سیاسی و حزبی بوده است و سالی چند بار به بهانه های مختلف از جمله هشت مارس و بیست و پنج نوامبر و... به طرح مسائل و مشکلات زنان و تلاش حزب متبوع شان برای رفع ستم و تبعیض جنسیتی می پردازد به صورت جدی صحبت کرد.


 اما تا آن زمان چند سئوال...

 1. یلدا جزو گروهی از اعضای کوله زحمتکشان بود که حدودا یک ماه پیش از این حزب جدا و به کومله شورشگران پیوستند. این گروه در جریان اختلافات درونی و برای جلوگیری از بروز درگیری توسط پلیس سلیمانیه خلع سلاح شده بودند.

 همچنین این قتل نه در کمپ اصلی کومله در "زرگوزه" که در کمپ "بازیان" که محل اسکان موقت اعضای جدا شده از کومله زحمتکشان بود اتفاق افتاده است.

حال با توجه به خلع سلاح این افراد و موقتی بودن محل زندگی شان، داشتن اسلحه و پاک کردن ان به قصد استفاده در آن شرایز اسکان موقت در کمپ مورد نظر جای سئوال دارد؟


 2. بارها و بارها رهبران و اعضای حزب مورد نظر ادعا کرده اند که فعالیت مسلحانه را ترک و به فعالیت مدنی روی آورده اند. مطمئنا اسلحه ابزار فعالیت مدنی نیست و نگهداری این تعداد اسلحه و مسلح نمودن اعضا و پک کردن و آماده کردن هر روز سلاح ها که مطمئنا کاربردش نطامی است و نه مدنی هیچ تناسبی با ادعای مطرح شده ندارد.

می توان این توجیه را پذیرفت که در شرایط فعلی کردستان عراق این احزاب به مقادیری سلاح برای دفاع از کمپ های خود احتیاج دارند.

اما به راستی نگهداری تعداد زیادی اسلحه در منازل شخصی که همزمان محل زندگی کودکان نیز هست و اقدام به پاک کردن و آماده کاری این سلاح ها در محیز غیرنظامی آن هم توسط هر عضو عادی حزب که لزوما برای دفاع از کمپ و اردوگاه در ان زمان مشخص که در منزل شخصی به سر می برد احتیاجی به سلاح پر شده و اماده شلیک ندارد چه توجیه منطقی می تواند داشته باشد؟


 3. دوستان کردی که مثلا موقع بازداشت زنان و دختران فعال کرد به بهانه های مختلف تمام کم کاری خود را رو به رسانه های فارسی زبان و فعالان زن ایرانی فریاد می زنند و به حق توقع پشتیبانی دارند.

دوستان کردی که یک شب قبل از زمان اجرای حکم اعدام یک زندانی سیاسی کرد همه فارس زبان می شوند تا به درست بتوانند توجه و حمایت بیشتری را از بین فعالان ایرانی جلب و جذب کنند، حالا چطور است که از انتشار فارسی خبر قتل یلدا و بحث های پیرامون آن چنین برآشفته شده اند؟


 4. اعضا و هوادارن احزاب دیگر یا مخالفان و منتقدان کومله شورشگران لطفا یلدا را بهانه رقابت های حزبی و دعواهای گروهی و شخصی نکنند. یلدا یه زن بود که به احتمال قوی در نتیجه قتل ناموسی جان خود را از دست داد.

این قتل ممکن بود در کمپ هر کدام از احزاب دیگر هم اتفاق بیافتد. خشونت ناموسی مسئله ایی جدی و ریشه ایی در جامعه ماست که متاسفانه احزاب سیاسی مان هم با این همه ادعای آزادی خواهی وبرابری طلبی که دارند نتوانسته اند حداقل اعضای خود را در این زمنیه اموزش دهند و آگاه سازند.

 اگر امروز توان اداره و کنترل کمپ کوچک خودشان که به نوعی می تواند مدلی از جامعه بزرگتری باشد که برای رهایی اش تلاش می کنند و قرار است روزی اداره آن را در دست بگیرند، ندارند فردا روز چگونه می خواهند مسئولیت سنگین تری را قبول کنند؟


 5. و در پایان فعالان زن کرد که ادعای مستقل بودن دارید، عناوین و سازمان های بسیار دارید، کنفرانس ها و همایش های بسیار در کردستان عراق و اروپا برگزار می کنید.

 لطفا زن بودن تان و خون یلدا را فدای حزبی بود ن و گرایش های سیاسی تان نکنید. همین!

 

" وب سایت سیاسی افشاگری کومله ۱۹۱۷" 



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 | 11:15 | نویسنده : شوان |